صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 ... 18 >>
امروز می خواهم چند تا فیلتر شکن (Filter Breaker) برای شما معرفی کنم این فیلتر شکن ها که خدمت شما معرفی می کنم صد در صد کار می کند و تضمینی است و کاملا رجستری شده است و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی ازشون استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلتر شکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارد که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلتر شکنی بکنند برای انسان فیلتر درست می کنند. حتماً حتماً دانلود کنيد...
از این فیلتر شکن ها که وارد دنیای انسان ها شده اند می توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی، پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود .
وقتی انسان مرتکب گناه می شود به مرور و تکرار گناه ها خودش را از خدا دورتر می کند و کم کم گناهان فیلترهایی می شوند که مانع ارتباط انسان با خدای خودش می گردند در این نوشته قصد داریم فیلتر شکن هایی رو معرفی کنیم که با استفاده از آنها هیچ فیلتری نمی تواند مانع شما شود.
1- نماز
بهترین فیلتر شکن دنیا که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این فیلتر شکن این است که مانع می شود انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کند ... اگه باور ندارید این آیه رو بخوانید " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر (عنکبوت/44)
2- قرآن
لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید.
3- ولایت
این فیلتر شکن بسیار قوی عمل می کند برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشد و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا ینفک وجودش باشد .
4- محبت اهل بیت
متاسفانه این نوع فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده اند و به گفته ی صاحبانشان استفاده از آن ها برای کسانی مفید است که:
واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند .
بالاترین ذکر به نظر حقیر «ذکر عملی» است. یعنی «ترک معصیت در اعتقاد و در عمل» همه چیز محتاج به این است و این محتاج به چیزی نیست و مولد خیرات است
هر کسی محب اهل بیت نیست
باید در بیان معنا و مفهوم «محبت اهلبیت(علیهم السلام)» دقت کنیم تا برخی افراد خیال نکنند که اگر مثلاً در معاملات کم فروشی کنند و یا به ناموس مردم نگاه داشته باشند، می توانند محب حضرت زهرا (سلام الله علیها) بوده و وارد بهشت شوند.
مرحوم محدث قمی در سفینة البحار روایتی را در رابطه با حضرت زهرا (سلام الله علیها وآله) بیان می کند با این تعبیر که روزی سلمان فارسی به حضور پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) رسیدند و از جایگاه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها وآله) در بهشت سئوال کردند که مورد تشویق نبی مکرم اسلام قرارگرفتند.
در روز قیامت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها وآله) بر ناقه ای نورانی سوار خواهند شد که از طرف راست ایشان جبرئیل و از طرف چپ، میکائیل و از مقابل، حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) و از پشت سر حسنین(علیهماالسلام) حرکت می کنند و به سرعت از صراط عبور کرده به بهشت وارد می شوند.
نبی مکرم اسلام خطاب به حضرت زهرا(سلام الله علیها وآله) می فرماید «خدای متعال می فرمایند یا زهرا (سلام الله علیها وآله) چه خواسته ای از من داری ؟ حضرت زهرا در جواب می گویند: ای پروردگار داشتن تو مافوق آرزوی من است ، تنها از تو یک درخواستی دارم. درخواست حضرت از خدای متعال این خواهد بود که «پروردگارا دوستان و محبین من و عترتم را در عذاب دوزخ گرفتار نکن» .
خدای متعال در جواب حضرت زهرا (سلام الله علیها وآله) فرمودند: «قسم به عزت و جلالم که محبین و دوستان تو و عترتت را درآتش دوزخ گرفتار نخواهم ساخت.»
تقسیمبندی محبان اهلبیت (علیه السلام)
محبین اهل بیت (علیهم السلام) سه دسته هستند، گروهی تنها برای ریا و خود برتر بینی، اهل بیت(علیهم السلام) را زیارت می کنند که اینها جز دروغ گویان محسوب می شود.
دسته دوم گروهی هستند که اهل بیت (علیهم السلام) را بصورت عوامانه زیارت و ابراز محبت میکنند و به گفتار و رفتار اهل بیت (علیهم السلام) کاری ندارند.
محب واقعی اهل بیت(علیهم السلام) ؛ در گفتار و رفتار اهل بیتی(علیهم السلام) است
گروه سوم یا همان محبین واقعی، کسانی هستند که در تمام عمر خود، اطاعت الهی را داشته باشد؛ اوامر و دستورات الهی را با جان و دل انجام دهند و اجرای این دستورات بر ایشان آسان باشد و در مقابل، گناهان برای آنان سخت و سنگین است.
5- اذکار
این ذکر باید توسط متخصصشان تجویز بشود.
هر انسانی دارای ظرف وجودی ای است. ظرف وجودی انسان ها با یکدیگر متفاوت است . هر انسانی با اعمالی که انجام می دهد و تقوایی که دارد گنجایش ظرف وجودی اش را مشخص می کند. اگر ذکری گفته شود که متناسب با ظرف وجودی افراد نباشد باعث به وجود آمدن عوارضی در شخص می شود و این عوارض ، از بابت ذکر نیست بلکه به دلیل محدودیت ظرفیت وجودی شخص است.
برای بهتر فهمیدن این بحث معمولا مثالی زده می شود؛ شما یک موتور قدرتمند مانند موتور هواپیما را بر یک ماشین معمولی ببندید ماشین باروشن شدن موتور، خراب می شود و مسافرینش را سالم به مقصد نمی رساند. در این جا موتور مشکلی ندارد اما ناهماهنگی بین موتور و ماشین باعث به وجود آمدن عوارض سنگینی می شود. در اذکار هم همین گونه است.
پس در گفتن اذکار خاص و کسانی که می خواهند مسیر سیر و سلوک را طی کنند باید حتما زیر نظر یک استاد و مرشد باشند.(طی این مرحله بی همرهی خضر مکن.)
ذکر باید متناسب با حال و شرایط روحی و معنوی ذاکر باشد . برای برخی افراد تهلیل (لا اله الا الله) و برای برخی تسبیح ( سبحان الله) و برای برخی تحمید (الحمد لله) و برای عده ای استغفار (استغفرالله ربی و اتوب الیه) و برای دیگران صلوات مناسب و مفید است .
علما در دستورالعمل هایی که داده اند اذکار مختلف را برای افراد مختلف توصیه کرده اند. به عنوان نمونه ، حضرت آیة الله بهجت (ره) در علاج برخی بیماری های روحی ذکر های ذیل را معرفی می کردند.
اِکثار حوقله (زیاد گفتن: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم) جهت علاج غرور سودمند است.
اِکثار تهلیل (زیاد گفتن: لا إله إلاّ الله)، علاج وسواس است.
همچنین زیاد گفتن (لا إله إلاّ الله) جهت جمع شدن فکر مناسب است.
با عقیده کامل، زیاد صلوات فرستادن (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد) علاج عصبانیت است.
با عقیده کامل، اِکثار حوقله (یعنی زیاد بگوید: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله) جهت دوری از ریا مفید است.
باید در بیان معنا و مفهوم «محبت اهلبیت(علیه السلام)» دقت کنیم تا برخی افراد خیال نکنند که اگر مثلاً در معاملات کم فروشی کنند و یا به ناموس مردم نگاه داشته باشند، می توانند محب حضرت زهرا (سلام الله علیها وآله) بوده و وارد بهشت شوند
بهترین ذکر
وقتی این سۆال از آیت الله بهجت پرسیده شد که بهترین ذکر چه ذکری است؟
فرمود:
بالاترین ذکر به نظر حقیر «ذکر عملی» است.
یعنی «ترک معصیت در اعتقاد و در عمل»
همه چیز محتاج به این است و این محتاج به چیزی نیست و مولد خیرات است.(به سوی محبوب، ص 56)
اخطار اخطار اخطار !!!
در مورد این نوع از فیلتر شکن ها باید بگویم نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد مواظب باشید.
دلیل فیلتر شدن !!!
وقتی انسان ها گناه میکند به دلیل جهلشان به ازای هر گناه یک قدم از خدا دور میشوند
این فیلترها بر چشمانمان ؛ گوش هایمان ؛ و قلب ما سیطره می زند و اگرکسی دچار این گناهان شد اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد … ان شا الله … به راه مستقیم هدایت می شود.
توجه !!! توجه !!! توجه !!!
از نسخه های اصلی و اورجینال استفاده کنید ؛ نه نسخه های کرک شده !!!
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم
مگر صاحب دلی روزی ز رحمت کند از بهر درویشان دعایی...
منابع:
روزنامه کیهان
مقاله سید مرتضی میرباقری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیة الله العظمی بهجت
مجله راهیان قرآن
مجله نسیم وحی
قبله عشق
با چشم دل هر لحظه، تماشا کنم ترا
در کوي عشق، قبله زيبا کنم ترا
مجنون رخت گردم و ليلا کنم ترا
«کي رفته اي ز دل که تمنا کنم ترا
کي بوده اي نهفته که پيدا کنم ترا»
خورشيد نخوانم که تويي ماوراي نور
در جلوه اي هر آينه و مي شوي ظهور
اي چشم و جان و دل که تويي مايه سرور
«غيبت نکرده اي که شوم طالب حضور
پنهان نگشته اي که هويدا کنم ترا»
چشمان دلرباي تو جان مي برد ز تن
در عشق و غمزه گري ماهري به فن
با غمزه گر آتش به دل ما زني، بزن
«با صدا هزار جلوه برون آمدي که من
با صدا هزار ديده تماشا کنم ترا»
اي کاش کوي دلشدگان مي زدي سري
تا مي گشودي از سر رحمت به ما دري
اي آنکه از لطافت گل، لطيف تري
«مستانه کاش در حرم و دير بگذري
تا قبله گاه مونس و ترساکنم ترا»
هر شب به ياد روي تو من اقتدا کنم
برگرد روي ماه تو پروانه اي منم
رخصت اگر به حريم تو يابم اي صنم!
«خواهم شبي نقاب ز رويت برافکنم
خورشيد کعبه، ماه کليسا کنم ترا»
يک ره اگر به سوي من آيي نگار من!
يک دم اگر تو نشيني کنار من
از چهره براندازي از نقاب يار من!
«زيبا شود به کارگه عشق کار من
هر گه نظر به صورت زيبا کنم ترا»
خورشيد را اگر ز کرامت به من دهند
مهتاب را اگر ز سخاوت به من دهند
فردوس را »رضا« به تمامت به من دهند
«طوبي و سدره اگر به قيامت به من دهند
يکجا فداي قامت رعنا کنم ترا»

رضا قاسم زاده
از سر نياز
کمي تأمل کن ... وقتي فکر ميکني بر داشتهها و نداشتههايت، براي کدام يک بيشتر حسرت ميخوري؟ براي آنکه (و آنچه) داشتهاي و از دستش دادهاي يا براي آنکه (و آنچه) نداشتهاي و فقط وصفش را شنيدهاي؟
بدون شکّ، احساس حسرت ما بر فقدان آنانکه داشتهايم قويتر خواهد بود. فقدان هر عزيز براي ما حسرتبار بوده و هست. وقتي نعمت وجود و حضور هر يک از اينان را چشيده باشيم و ساية محبتشان، و علم و تجربهشان بر سر ما بوده باشد، فقدان آنان حسرتبارتر است. و چقدر فرق است ميان احساس بيپدري کسي که سالها زير ساية پدر، بزرگ شده با او که از دوران کودکي و طفوليت از اين نعمت محروم شده است.
ما لذت حضور هيچ يک از امامان معصوم(ع) را نچشيدهايم. ساليان سال است که کسي درک اين حضور را نداشته است و همه ما در حسرت ديدار و درک حضور ايشان ميسوزيم (هر يک به فراخور حال و روزمان). حال اگر امام زمان ما چند صباحي حاضر بودند (به معناي غايب نبودن) و بعد دوران غيبت پيش ميآمد، آيا وضع و حال ما همين بود که هست؟
اگر لذت بودن با امام و زير ساية لطف و محبت و حکومت عدل ايشان بودن را ميچشيديم و بعد از اين وصل، جدايي دست ميداد آيا حسرتي که بر دلهايمان ميماند دو صد چندان نبود؟ مطمئناً دعاي ما رنگ و بوي ديگري داشت، خواهش و طلب نبود، اصرار بود. التماس بود. دعا از سر نياز و درد و احتياج بود. زندگيهاي ما متفاوت ميشد و دغدغههايمان نيز. بيش از آنکه در روزمرگيهاي زندگي گم شويم و روز به روز بيشتر از اين حسّ فراق فاصله بگيريم، از قافلة حسرت بهدلان و سوختگان وصالش جا نميمانديم.
خوشا به حال آنانکه حسرت به دلترند در فراق امام زمانشان با آنانکه درک حضورش را نکردهاند (حضور به معناي ظهور از پس پردة غيبت). آنانکه امام زينالعابدين (ع) دربارةشان فرمودهاند:
اهل زمان غيبت او که قائل به امامت او و منتظر ظهور او باشند، برتر از مردمان هر زمان ديگر هستند زيرا خداي تبارک و تعالي به آنها آنقدر عقل، فهم و شناخت عطا فرموده است که غيبت امام در پيش آنها چون زمان حضور شده است، خداوند اهل آن زمان را همانند مجاهداني قرار داده که در محضر رسول اکرم(ص) شمشير ميزنند آنها مخلصان حقيقي و شيعيان واقعي و دعوتکنندگان به دين خدا در آشکار و نهان هستند.1
دعا کنيم که از اينان باشيم و دعا کنيم از ته دل براي آقايمان و براي درک حضورش و التماس کنيم تعجيل در ظهور ايشان را و تلاش کنيم براي کسب معرفتش که از جمله وظايف منتظران در عصر غيبت درخواست معرفت امام عصر(ع) از خداوند است.
پينوشت:
1. سليمان، کامل، روزگار رهايي ، ترجمة علياکبر مهديپور، ج 1، ص 371 ، ح 387.
ماهنامه موعود شماره 87
معصومه نجفي مطيعي
رسيدگي به امور ديگران
قال رسول اللّه صلي الله عليه و آله : «خَيْرُ النّاسِ مَنْ انْتَفَعَ بِهِ النّاسُ؛ بهترين مردم كسي است كه مردم از او سود و بهره برند.»
در قرآن كريم خداوند در يك مورد به پيامبر مي فرمايد: «لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ اَلاّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ»؛ «مبادا خودت را در اندوه اينكه مردم ايمان نمي آورند هلاك كني». اين مسئله نشان مي دهد كه رسول خدا صلي الله عليه و آله همه زندگي اش را براي حل مشكل مردم و تعالي آنها وقف كرده بود و شب و روز به فكر هدايت و ارشاد آنان بود.
خود حضرت فرمودند: «هر كس حاجت مؤمني را برآورده كند، خدا حاجتهاي او را برآورده مي كند، كه كمترين آنها بهشت است.»
يكي از طلاب نقل مي كند: به مغازه سبزي فروشي رفته بودم، ديدم مرحوم حاج ميرزا علي قاضي (استاد عرفان علامه طباطبايي) خم شده و مشغول جمع كردن كاهوهاي پلاسيده و خشن است. بعد از آنكه آنها را خريد به دنبال او رفتم و علت اين كار را سؤال كردم. فرمود: اين فروشنده انسان شريف و محتاجي است و من چون نمي خواهم چيزي بلاعوض به او بدهم تا عزت و شرف او پايمال شود و نيز براي اينكه به كمك بلاعوض عادت نكند، از اين كاهوهايي كه خريداري ندارد و در نهايت براي فروشنده ضرر است برمي دارم، تا هم از ضرر او جلوگيري كنم و هم به اين وسيله كمكش كنم. ضمن اينكه براي من هم فرقي نمي كند كه كاهوهاي لطيف و نازك بخورم يا كاهوهاي پلاسيده و كلفت.
ابان بن تغلب گفت: با امام صادق عليه السلام در حال طواف بوديم، يكي از دوستانم با اشاره از من خواست كه نزد او بروم، ولي من در ميان طواف نرفتم، بار ديگر به من اشاره كرد، اين بار حضرت به من فرمود: چرا نمي روي؟ گفتم: آيا طواف را به خاطر كار او قطع كنم؟ فرمود: آري، مگر نمي داني انجام كار ديگران از خيلي طوافها برتر و ثوابش بيشتر است.
سود دنيا و دين اگر خواهي مايه هر دوشان نكوكاري است
راحت بندگان حق جستن عين تقوا و زهد و دينداري است
(ابن يمين)
نكته جالب اينكه از نظر روانشناسي هم ثابت شده كه انسانها تشنه محبت اند و از دشمني و بدخواهي گريزان اند. در معاشرتها هيچ عاملي به اندازه خدمت و ياري رساندن به ديگران جلب كننده دلها و محبتها نيست، لذا وقتي محبت به ميان آمد، كدورتها و دشمنيها از ميان انسانها رخت برمي بندد و آنان به سمت صلاح كشيده مي شوند.
نوشیدن آب سرد با غذا مضر است
بررسیها نشان داده نوشیدن آب سرد با غذا میتواند موجب بروز بیماریهای قلبی و گوارشی شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اینترنتی شینهوا، محققان چینی اعلام کرده اند مصرف آب یا نوشیدنی گرم با غذا به مراتب بیضررتر است. نوشیدن آب سرد با غذا یا بلافاصله بعد از غذا میتواند چربی موجود در آن را تبدیل به تودههای سفتی کند که شبیه حالت منجمد است.
این عمل فرآیند هضم غذا را کند کرده و نیز زمانی که با اسید معده ترکیب میشود تجزیه و به سرعت توسط روده جذب میشود؛ حتی سریعتر از غذای جامد.
از طرفی چربی موجود در غذا که به واسطه مصرف آب سرد سفت تر شده سطح روده را میپوشاند و مانع تماس مستقیم و موثر پرزهای روده با غذا شده و به تدریج بخشی از غذا در جدار روده باقی میماند که همین امر میتواند موجب بروز تودههای انسدادی و حتی سرطانی در برخی افراد شود.
کارشناسان معتقدند بهتر است با غذا از مایعات گرم مانند سوپ یا نوشیدنی گرم استفاده شود. در حال حاضر مردم مناطقی از کشورهای اشیای شرقی نیز چنین میکنند.
گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی
گویند پس از مرگ بوذر جمهر دیدند نه جمله بر کمربندش نوشته شده است :
1-اگر خدا کفیل روزی است غصه چرا؟
2-اگر رزق تقسیم شده حرص چرا؟
3-اگر دنیا فریبنده است اعتماد به آن چرا؟
4-اگر بهشت حق است کار نکردن چرا؟
5-اگر قبر حق است ساختمان محکم چرا؟
6-اگر جهنم حق استت این همه خنده برای چه؟
7-اگر حساب حق استجمع مال برای چه؟
8-اگر قیامتی هست بی تابی نکردن چرا؟
9-اگر شیطان دشمن انسان است پیروی او به چه معناست؟
|
حبيبم ! حسنا! خردمند پرهيزگار از مرگ هراس ندارد، مرگ او را زيان نرساند بلكهسود دهد، گويم كه نمرد زنده تر شد! حكيمان گفته اند كه : اگر نفس رامشغول ندارى ، او تو را به خود مشغول مى كند. مى گفتند: روح از پر خوردن جسم مىشود و جسم از كم خوردن روح مى گردد. (158) |
حلم و صبر انقلابى امام حسين (ع)
|
روزى يك از غلامان امام حسين (ع ) مرتكب گناهى شد كه سزاوار مجازات گرديد، امامحسين (ع ) دستور داد تا او را با چند ضربه تاءديب كنند. |
انا المهدي; من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.
من مهدي، قائمه گيتي، خرد هستي و ادامه خدايم.
شکيب شما در سراشيب عمر. ميوه باغ آفرينش، فراخي آسمانها و نجابت زمين.
من گريه هاي شما را مي شناسم.
با انتظار شما هر شام ديدار مي کنم.
نغمه گر ندبه هاي شما در ميان کاجهاي غيبتم.
اشکهاي شما آيندگان من است.
دلتنگي هاي من، گشايش بخت شماست.
من موي گره در گرهم را نذر پريشان شمايان کرده ام.
انا المهدي; من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.
با من از همه آنچه در دل داريد بگوييد.
از گراني بار انتظار;
از تيرگي شبهاي غيبت;
از هيمنه جور
از هيبت گناه، از فريب سراب، از دروغ خنده ها و از دوري اقبال
من با ندبه هاي شما مي بالم.
من تنگي دل شما را مي شناسم.
من برق چشم شما را مي مانم.
گرمي دست هاي شما، چراغ خيمه صحرايي من است.
انا المهدي; من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.
از دوري و ديري بامن بگوييد. جز من کسي حرف شما را باور نمي کند.
جز من کيست که بداند روزگار شما چگونه روزگاري است؟
جز من کيست که بداند زخم شما، شکوفه کدام غم است؟
گريه شما، جاري چه اندوهي است؟
و خنده شما تا کجا شکوهمند است؟
مرا باور کنيد.
من تنهايي شما هستم.
اسب آرزوهاي شما، تنها در چمن ظهور من چابک است.
پرنده اميد شما را من پرواز مي دهم.
و آشناترين رهگذر شهر شما منم.
اناالمهدي، من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.
مرا بخوانيد و بخواهيد.
مرا تا صبح ظهور، انتظار کشيد.
مرا که چون پدران روستايي، با دستمالي از مهرباني به سوي شما مي آيم.
با يک سبد انار;
يک طبق سيب.
و يک سينه سخن.
من شما را از گريه هاي شما مي شناسم و شما مرا از اجابت هايم.
امسال، باران گرسنه خاک است.
ابرها ديگر نمي بارند.
خورشيد به ناز نشسته است.
بهار خرمي نمي کند.
آيا از ياد برده اند که شما جمعه شناسان هفته انتظاريد؟
نمي دانند شما شبها مرا به خواب مي بينيد؟
و روزها
زمين را با آهن اندوه مي شکافيد؟
امسال زمين رکاب نمي دهد،
و گريه انتظار، شما را امان.
من مي آيم، که هر سال، بهار آمدني است.
من مي آيم که سفره شما بي نان نباشد.
و هفته شما، بي جمعه.
اناالمهدي، من موعود زمانم. صاحب عصر، قائمه گيتي، خرد هستي، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.
اناالمهدي رضا بابایی
فضیلت و اعمال لیله الرغاب ( شب آرزو ها )
|
در فرهنگ قرآنی اسلامی ، برای برخی از زمان ها و مکان ها اقتدار و خصوصیات ویژه ای گفته شده است . از این رو برخی از سرزمین ها چون بیت المقدس و مکه جایگاه قداست معنوی خاصی دارند و اعمال در آن مکان ها از پاداش و ارزش ویژه ای برخوردار می باشد . برخی از زمان ها نیز چون سحرگاهان و فجر و لیله القدر از چنین ویژگی های خاص بهره مند هستند و خداوند در آیات و حتی سوره هایی به ارزش و جایگاه ویژه آنها اشاره کرده است و درباره شب قدر آن را برابر با هزار ماه که به اندازه عمر آدمی است دانسته است . عظمت و ارزش لیله الرغائب ![]() |
شخصی به نام ابو دعامه نقل کرده است که در آن بیماری که امام هادی علیه السلام بدان سبب به شهادت رسید؛ به عیادتش رفتم. تصمیم به بازگشت که گرفتم حضرت به من فرمود: ابو دعامه! (برای این عیادت) حقّ تو بر من واجب شد، دوست نداری حدیثی برایت نقل کنم تا خوشحال شوی؟ عرض کردم: سخت نیازمندم ای پسر رسول خدا! .
حضرت فرمود: پدرم محمّد بن علی از پدرش و او از پدرش و او از پدرش و او از پدرش و او از پدرش و او از حسین بن علی علیهم السلام و او از پدرش علی بن ابی طالب علیه السلام نقل کرده است که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: بنویس! عرض کردم: چه بنویسم؟ فرمود: بنویس: «بسمالله الرّحمن الرّحیم. الایمانُ ما وُقّرَ فی القلوبِ و صَدّقتهُ الاعمالُ و الاسلامُ ما جَری علی اللّسانِ و حَلَّت بِهِ المُناکَحَةُ؛ «ایمان آنست که در دلها مستقر شده باشد و رفتار نیز آن را تصدیق کند (و با آن مطابق باشد) و اسلام همان گفتن شهادتین است که با آن ازدواج و ... حلال میشود.».
عرض کردم: ای پسر رسول خدا! به خدا سوگند! نمیدانم از این حدیث کدام نیکوتر است، متن آن یا سندش؟! حضرت فرمود: این نوشتهای است به خطّ علی بن ابی طالب علیه السلام و املای رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرزندان از پدران به ارث بردهاند.(1
الایمان اخلاص العمل.(2
ایمان، همان عمل خالص است. (زیرا عمل خالص جز از ایمان خالص بر نمیخیزد)
حضرت علی علیه السلام
پینوشتها:
بحارالانوار، ج50، ص20
غرر الحکم و دررالکلم، ص 872-
منبع:
جلوههای تقوا، محمدحسن حائری یزدی، ج 3.
دل را شراره غم تو پر شرار کرد
داغ تو قلب خستهدلان، داغدار کرد
ای سرو بوستان ولا از غم تو چرخ
جاری ز دیده اشک، چو ابر بهار کرد
با کشتن تو قاتلت ای هادى امم
خود را به نزد ختم رسل شرمسار کرد
شهادت امام هادی علیه السلام تسلیت باد

دور، چون با عشاق افتد تسلسل بايدش!
جواد اسحاقيان*
چه خورشيدهايي که خود، در نهايت شيفتگي، به دور خورشيدهاي بزرگتر و نورانيتر ميچرخند. مدار و منظومههاي مختلف، همه، يک پيام دارند و آن اين که در راه دلدادگي، آنچه مهم است گردش به دور محور و مرکز نور است و اگر ذرهاي از اين مسير و مدار فاصله بگيريم، از مدار نور خارج شدهايم.
هنگامي که پيامبر اعظم به رسالت رسيدند، کساني پيدا ميشدند که ايشان را براي خود و رفع مشکلاتشان ميخواستند. همراهي آنها در اين بود که فقر و بيعدالتي رفع شود و وضعيت اقتصادي و بهداشتي و امور روزمره آنها پس از سالها عقب ماندگي و جاهليت، رو به اصلاح رود. حتي کساني بودند که آمدن او را اميدي براي انتقال قدرت به خودشان ميدانستند و ميخواستند از ديوار اين دين جديد، نردباني بسازند تا به مطامع خودشان برسند؛ هرچند اينها، همه، توهّمات اين جماعت بود و هدف اسلام و رسالت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ، غلبه و جهاني شدن دين اسلام بود.1
در اين ميان، معدود افرادي نيز بودند که خود را براي پيامبر اسلام ميخواستند و همه جا به دور او ميگشتند؛ چه در کوران جنگ احد ـ زماني که عدهاي گريختند2 ـ آنها يک تنه به جاي يک لشکر، مدافع پيامبر و اسلام نوپا بودند و چه در تهديدها، توطئهها و فتنهها که تنها يک قسم آن، معامله جان با خدا و خوابيدن در بستر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بود.3 از اين بزرگواران ـ که پس از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ، به امامت رسيدند ـ در دوران حيات پيامبر يک اظهار نظر و مطلب شخصي ديده نميشود؛ چرا که آنها فقط و فقط به دور خورشيد وجود پيامبر، طواف ميکردند و درس ولايت پذيري را عملاً به نمايش گذاشته بودند.و اينگونه شد که خورشيد ولايت ـ که خود، همواره در مسير و مدار وليّ خود بود ـ به محور تبديل شد و جمله «عليّ مع الحق و الحق مع عليّ» بر صفحه زرين تاريخ، نقش بست؛ جالب آنکه پيروان مدار و منظومه او هم، خود و تمام اطرافيان خود را براي علي عليه السلام ميخواستند و در زماني که امواج خود خواهيها و طلبکاريها از دين و اولياي الهي، خروشانتر بود، آنها همه را فداي محبت و ولايت ميکردند.
در آستانه ظهور موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف و فرزند اميرالمؤمنين عليه السلام نيز براي نجات جهان به انسانهايي نياز است که وليّ خدا را براي خدا بخواهند و از انحرافات مکاتب سياسي و اقتصادي ـ که در نهايت به خود رأيي، استبداد، منفعت طلبي و انسان محوري ميانجامد ـ دور باشند؛ بنابراين پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «و ليکوننّ في آخر الزمان قوم يتولونک يا علي يثناهم الناس و لو احبهم لکان خيراً لهم لوکانوا يعلمون يؤثرونک ولدک علي الاباء و الأمهات و الاخوة و الأخوات و علي عشائرهم و القربات صلوات الله عليهم افضل الصلوات اولئک يحشرون تحت لواء الحمد يتجاوز عن سيئاتهم و يرفع درجاتهم جزاءً بما کانوا يعملون؛ 3 اي علي! هر آينه در آخرالزمان گروهي هستند که به جرم دوست داشتن تو، مورد سرزنش مردمان قرار ميگيرند و اگر مردم، آنها را دوست ميداشتند، برايشان بهتر بود. اگر (مقامات تو را) ميدانستند، تو و فرزندان تو را بر پدران، مادران، برادران، خواهران و برعشيره و نزديکان خود ترجيح ميدادند؛ پس بهترين صلواتهاي خداوند بر آنان باد. آنها فرداي قيامت زير لواي حمد، محشور خواهند شد؛ از خطاهايشان چشم پوشي ميشود و درجاتشان رفيع ميگردد. اين پاداش کارهايي است که انجام دادند».
همين روحيه ايثار و معامله با خدا است که در بالاترين درجه در خود حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام ديده ميشد که جان خود را با خدا معامله ميکرد4 و سلامت دين خود را در برابر اين معامله طلب مينمود؛ نه باج خواهي و سهم و امتياز و... .
اين نياز جدي امروز و هر زمان ما است. کساني که دور محور ولايت ميچرخند، همانند ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ، بر زين مرکب امام دست ميکشند و از اين کار، برکت، طلب ميکنند؛ در جنگها جان خود را سپر او ميکنند و هر چه بخواهد، برايش انجام ميدهند.5
انقلاب برخاسته از آموزههاي ولايي نيز هميشه بر اين استوانهها استوار بوده و خواهد بود. کساني که اين مسير نوراني را ماية تبرک بدانند، به جاي طلبکاري در مشکلات و فراز و نشيبها، خود را مدافع و سرباز آن ميدانند و در مسير انقلاب، به دنبال رسيدن به ثروت و رفاه و امنيت ظاهري و موقعيت اجتماعي خود نيستند.
نبايد در ادامه مسير فراموش شود که هدف، اسلام و جهاني شدن دين حق و ارزشها بوده است. در اين ميان، کاستيها، خسارتها، شماتتها، تهديدها و فتنهها کم نخواهد بود؛ چه بسا ميبايد که يک تنه زخم شمشيرها را به جان خريد، در حالي که گروه زيادي در ميدان غفلت به دنبال جمع آوري غنائم اسلام باشند! يا مجبور بود که رشد علم و معرفت و فناوري را با چنگ و دندان دنبال کرد آن طور که امام صادق عليه السلام و ياران ايشان، در قالب خرما فروش، تاجر و کاسب و در نهايتِ محاصرة اقتصادي و تحريمهاي سياسي و اقتصادي، به رواج علوم ميپرداختند و يا لازم شود که سالهاي سال در پرده ناشناسي و غيبت طي کرد و به کار زير بنايي و پنهان ادامه داد تا آنکه ملتهاي جهان به يأس برسند6 و خود، با آغوش باز به آموزههاي وحياني و سوغات بيبديل موعود، روي آورند. اين کارها در قالب و رنگهاي مختلف است؛ اما همگي، فقط و فقط يک ندا بيشتر ندارند و آنهم اينکه: همه فدايي دين و اسلام هستيم و پيامبر، ابتدا بندگي کرد که شايسته رسالت شد که: «و اشهد ان محمداً عبده و رسوله».
مشکل جبهه داخلي حق و باطل از صدر اسلام تا کنون همين بوده و هست: چه کساني جان خود را براي حق فدا ميکنند و چه کساني به دنبال حق ميافتند تا خود را نجات دهند؟ کدام يک از مدعيان ايمان و ولايت، به دنبال اداي دَين خود به وليّ خدا هستند و کدامشان براي مطالبه طلب خيالي خود، به دنبال وليّ خدا ميروند؟ کدام افراد ميگويند، مينويسند و فرياد ميزنند تا صداي حق، به گوش غافلان و جاهلان برسد و چه کساني از غفلت و جهالت مردم، سواري ميگيرند تا به نام حق، از گفتهها و نوشتهها و فريادهايشان به کام برسند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*. کارشناس ارشد مهدويت.
1. اشاره به آيه «هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله»(سوره توبه/ 33، سوره صف/9، سوره فتح/28).
2. اشاره به آيه « إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوکُمْ فِي أُخْرَاکُمْ ...»(سوره آل عمران/153).
3. کتاب الغيبة، ص136، ح100.
4. اشاره به آيه « وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ »(سوره بقره/207).
. فرهنگنامه مهدويت، خدامراد سليميان، ص444.
5. اشاره به رواياتي که واقع شدن ظهور را پس از يأس مردم بيان کردهاند.
کاش تفحص نمی شدم
پرهای شکسته
دل هایی خونین
سجاده های خاک گرفته
گله هایی در خواب
دل هایی گمشده و
مجالی که نیست !
گاز خردل
سرفه هایی سنگین
و یارانی که هزاران سال
بعد طعمه باستان شناسانند
غربتی غریب
کوچه پس کوچه هایی
دلتنگ شهری دل مرده
با سنگفرشی اسیر گرفتار
بازندگانی نا آشنا
با زندگان و شهدایی تفحص شده
که در معراج شهر
دلتنگ و بی قرار رمل های فکه
و قتلگاه و راه خون
و آرزویی غریب
که کاش تفحص نمی شدند
به حرف تو رسیدم
ای دوست
کاش تفحص نمی شدم !
تربیت کودکان بر اساس معیار های اخلاقی اسلام
اعتقادات و باورهای قلبی انسان نقشی مهمی در سبک زندگی او دارد. بطوری که تحقیقات مختلف نشان میدهد افرادی که دارای اعتقادات و ایمان محکمی هستند، زندگی سالمتری دارند. به این ترتیب در تربیت فرزندان علاوه بر اینکه به ایجاد سایر رفتارهای مناسب و سالم در کودک توجه میشود، باید پرورش ایمان و اعتقادات او نیز در اولویت قرار بگیرد. اگرچه کودکان قبل از رفتن به مدرسه هنوز برای درک بسیاری از مسائل زندگی معنوی خود کوچک هستند، اما تواناییها و مهارتهایی دارند که میتواند به والدین در مسیر تربیت دینی آنها کمکی مفید و موثر باشد.
این سالها بهترین دورانی است که میتوان روح خداپروری را در آنها پرورش داد و اگر روح او برای همیشه به ایمان سیراب گردد،در حقیقت او به چیزی مسلح شده است که سالها بعد در نبرد با سختیها و مسائل زندگی به کارش خواهد بود و پشتوانه و تکیه گاه محکم و استواری برای او خواهد آمد. انسانها در شرایط سختی و ناراحتی ، در تصمیمگیریهای بزرگ و... به خدای خود رو میکنند. در چنین شرایطی ایمان ، تحمل مسائل را آسانتر میسازد، امیدوار میکند و توان مقابله را به او میدهد.
اول اعتقادات خود را بسازید
اعتقادات خود را مشخص کنید. آنها را درک کنید تا بتوانید زمینه را برای تقویت اعتقادات فرزند خود فراهم کنید. تا زمانی که خود ندانید چه اعتقاداتی دارید، چقدر به آنها پایبند هستید، چه قدر باید به آنها متکی باشید و آنها را تقویت کنید نخواهید توانست برای فرزندان خود الگوی مناسبی باشید. ایجاد اعتقادات و ایمان در کودکان به صورت آموزش خشک و خالی امکان ندارد. شما میخواهید چیزی را در کودک خود ایجاد کنید که حرارت و حضور آن را در روح و قلب خود احساس کند. بنابراین مثل یک درس ساده نمیتوانید فقط آنرا برای او توضیح دهید و او در مقابل طوطیوار چیزهایی را برای شما پس بدهد.
آیا به وجود خداوند اعتقاد دارید؟ آیا باور دارید که قدرتی الهی در خلقت جهان داشته است؟ وقتی انسان میمیرد چه اتفاقی برای او میافتد؟ امور زندگی ما چگونه تعیین میشود و عوامل مختلف چه تاثیراتی بر آن دارند؟ به سوالاتی از این قبیل پاسخ دهید. سپس شروع کنید به تاثیرگذاری روی اعتقادات کودک و شکل دادن آنها در زندگی روزمره خود اعتقادات خود به کودک نشان دهید.
کودک با دیدن میآموزد تا شنیدن
کودک بیش از آنچه از شنیدن یاد میگیرد از مشاهده رفتارهای ما میآموزد. بنابراین میزان یادگیری کودک زمانیکه مشاهده میکند مادر در شرایط ناراحتی و سختی جملاتی مثل توکل بر خدا ، ای خدا به امید تو و... بکار میبرد بیش از زمانی خواهد بود که مادر تلاش میکند تکیه کردن بر خدا و توکل بر او به صورت شفاهی به کودک خود آموزش دهد. با اعتقادات و ایمان خود رفتار و زندگی خود رنگ بدهیم تا گامهایی اساسی را برای پرورش معنوی و دینی کودک خود فراهم کرده باشیم.
برای کودک از خدا بگوییم.
کودکان خداوند را نمیشناسد. اما در واقع آنها در سنین پائین هیچکس را نمیشناسد. این ما هستیم که محیط پیرامونش و افراد مختلف را به او معرفی میکنیم. مثل پدر بزرگ ، مادر بزرگ ، عمه ، خاله و... به این ترتیب از همان سنین پائین نیز باید برای کودک از خدا بگوئیم. صحبتهایی که با او در مورد خداوند میکنید کمکم در او تاثیر میگذارد و زمینه لازم برای آموزشهای بعدی را فراهم میسازد. خداوند را با تمام زیبائیها و قدرت و عظمتش به او معرفی کنیم. خدا که حامی او است.
کودکان در این سنین به قدرت و حمایت بیش از بزرگترها وابسته هستند. پدر و مادر برای آنها مراجع و منبع قدرت و امنیت هستند که میتوانند آنها را از خطرات محافظت کنند. به این دلیل است که کودکان در زمان احساس خطر و ناراحتی پدر یا مادر خود را صدا میزنند و به آنها پناه میبرند. به آنها نشان دهیم که خداوند نیز یک منبع عظیم قدرت و امنیت است که حامی آنهاست و اگر به او تکیه کنند میتوانند احساس امنیت و راحتی کنند.
در مقابل سوالات کودک پاسخهای مناسب بدهید.
کودکان در مراحل رشدی خود و کم کم که با مسائل معنوی آشنا میشوند. سوالاتی را مطرح می کنند که بزرگترها اغلب در پاسخ دادن به آنها مشکل پیدا میکنند. از اینرو بهترین کار این است که با کودکان صادق و روراست باشیم. جوابهای غلط و بچهگانه و گول زننده به آنها ندهیم. این کار خطرناکی است و از آنجایی که که کودکان قدرت تخیل بالایی دارند ممکن است برایشان مشکلساز باشد.
وقتی کودک میپرسد که وقتی میمیرد به کجا میرود، صادقانه جواب دهید که هیچکس نمیداند اما خیلیها فکر میکنند که او به بهشت میرود تا با خدا نزدیکتر باشد... به احتمال قوی پرسش بعدی کودک این خواهد بود که شما در این باره چه فکر میکنید. اگر اعتقاد قوی و محکمی دارید، به او بگوئید و اگر تردید دارید تصدیق کنید که پرسشهایی در این جهان وجود دارد که انسانها همه عمر خود را برای یافتن پاسخ آنها صرف میکنند و این مورد هم یکی از آنهاست.
برای پرورش خداباوری کودک ، از وقایع عادی زندگی کمک بگیرید
لازم نیست همیشه برای پرورش خدا باوری در کودک کارهای و مراسم بسیار بزرگ انجام دهید تا به او حضور خداوند را نشان دهید. از اتفاقاتی که در زندگی پیش میآید کمک بگیرید. خداوند را در جریان اتفاقات زندگی به او نشان بدهید. استفاده از جملاتی نظیر خواست خدا اینطور بود ، هر چه خدا بخواهد و غیره در مسائلی که پیش میآید میتواند کمک کننده باشد. با او طوری خداحافظی کنید که معنی جمله شما را در حسن خداحافظی مثل خدا نگهدارت و یا به خدا میسپارمت را درک کند و احساس کند که شما او را تنها نمیگذارید، بلکه به یک منبع قدرت و حمایت قویتری میسپارید که پشتیبان اوست.
از طبیعت کمک بگیرید.
طبیعت را به او بشناسانید و به او کمک کنید قدرت خداوند را در آفرینش طبیعت زیاد احساس کند. دریایی را که تماشا میکنید، به قدرت خداوند در خلقت آن اشاره کنید. به جنگل، درختان ، کوهها و ... اشاره کنید و مطلب علمی را که توضیح میدهید قدرت خداوند را در خلقت آنها یادآور شوید. کودکان به این قبیل مسائل علاقمند هستند. و از این طریق میتوان روح خداباوری را در آنها تقویت کرد.
از ساده سازی داستانهای مناسب از ادیان متفاوت و کتب آسمانی استفاده کنید.
سنتهای عرفانی دنیا پر از داستانهای گوناگون است و از چگونگی پیدایش جهان گرفته تا علل کارهای بد بعضی انسانها و عواقب کارهای بد آنها قصهها و حکایات بسیاری آورده شده است، با بهره گیری از ادبیات غنی جهان و وقایع تاریخی و مذهبی ادیان به کودک خود نشان دهیم که انسانهای متفاوت ، دارای عقاید گوناگونی در مورد خداوند هستند. با اصلاح و ساده سازی داستانهای مناسبی از ادیان متفاوت و کتب آسمانی نقل کنیم و ذهن آنها را روشن کنیم.
سخن آخر
خداباوری را در همان سنین کودکی میتوان تقویت کرد. با چنین اقدامی آموزشهای بعدی نیز نتیجه مفیدتری خواهد داشت. والدین در این میان نقش مهمتری دارند. که ابتدا با روشن سازی اعتقادات خود باید تلاش کنند ایمان خود را در زندگی روزمره خود متجلی سازند و سپس به روشهای ساده به تقویت ایمان کودکان خود بپردازند.