مراقب رخنه های فرهنگی باشید

من در یک جمله عرض بکنم  : عزیزان من

 

فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است.چرا؟

 

چون فرهنگ ،به معنای هوایی است که ما تنفس می کنیم؛

 

شما ناچار هوا را تنفس می کنید

 

چه بخواهید ، چه نخواهید:اگر


این هوا تمیز باشد آثاری دارد در بدن شما

 

اگر این هوا کثیف باشد

 

آثار دیگری دارد

 

فرهنگ یک کشور مثل هوا


است.اگر درست باشد، آثاری دارد.


زخم های ماهواره

زخم های ماهواره



خود فراموشی ( و همچون کسانی نباشید که



خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به



" خود فراموشی " گر فتار کرد



آنها فاسقند. ) سوره حشر، آیه 19



خدا فراموشی



افسردگی



آلودگی روح



انزوا و گوشه نشینی

نمایشگاه دفاع مقدس

نمایشگاه هفته دفاع مقدس

 

با نام جرعه ای از ملکوت


در محل حوزه ولی عصر (عج الله تعالی فر جه الشریف ) خواهران بناب

 

افتتاح شد

 

این نمایشگاه  به مدت دو هفته

 

از تاریخ 25/6/93 لغایت 7/7/93 دایر است.

 

علا قه مندان می توانند از ساعت 12 الی 19 بازدید فرمایند.

دهه کرامت

فاطمه ای مظهر لطف خـــــدا             منبع جود و سخـــا و هل عطی


فاطمـــه ای لطف بی پایان ما             مقصـــد هــم انبیاء و اولیــــا


خـــاک تو بوی رسالت میدهد               مخزنی پــر از صفا و هم حیـــا


مادر تــو جلــوه ای از نور حق              تو نشانی از خدایی ای رضــــا


بارگاهت بوی احمد می دهد               ای تو بوی باغ و بستان و سرا


در کـــرامت حضرت والاستی            منبعـــی ازجلـــوه اهــــل ولا


غربت افتادی دیار قـــم ولی             لحظه ای از لحظه های با صفا


چون خـــدا یارو نگهدار تو باد              ای ســـرود ســــاقی کــــربلا

جعفری از هجر روی تو نوشت             مخــــــزنی از مخــزنای کبریـــا

 

…………………………………………………………..

 

(یا علی موسی الرضا (ع))

 

یا علی ای رحمت و   صاحب صفا               مظهــــــــری از لطف ذات کبـــــریا


تو امـــامت را جـــلا  دادی جــــلا                دفتــــری از دفتـــــر پــــاک خـــــدا


ای امـــام هشتم مــــا شیعیــان               ای نمـــــاز و قبلـــــه اهـــــــل ولا


نور حـــــق در بارگـــــاه تو عیــــان               بارگاهت مامن وشمس و ضحــی


یا علــــی جـان افتخــــار ما تو ئی               جایگاهت جلوه هــــای هــــل عطـی


ای جلـــودار حریــم اهـــل دوست               دوستی بایــد رضـــــا باشد رضـــــا


چرخ گردون با نگاهت روشـن است              ای ضیـاء بخش هـــوا و هــم فضـــا


مــــردم این سرزمیــــن پــاک پــاک              بوســه ای هم برضریح وسر ســرا


در وفـــا داری به تـــو این انجمــــن              جلـــوه ای از جلـوه هــای کبــــریــا


مـــــا همــــه خـــاک در ایوانتیــــم               کفتری باشــــم  تــــو را دارم صـدا


آزادی غیر از ولنگاری است

آزادی غیر از ولنگاری است؛


آزادی غیر از رها سازی همه ضابطه ها است


آزادی -  که نعمت بزرگ الهی است - خودش دارای ضابطه است؛



بدون ضابطه آزادی معنی ندارد


اگر چنانچه کسانی هستند در کشور که برای تیشه به ریشه ی


ایمان جوانان زدن دارند تلاش می کنند ،


نمی شود این را تماشا کرد به عنوان اینکه این آزادی است.


همچنان که هروئین و بقیه مواد مسموم کننده ی بدن و بد بخت کننده ی


خانواده ها را کسی بخواهد بین این و آن توزیع کند ،


نمی شود بی تفاوت نشست .



اینکه ببینیم کسانی با استفاده ی از هنر ،



با استفاده ی از بیان ، با استفادهی از ابزارهای گو نا گون ،


با استفادهی از پول ، راه مردم را بزنند ،


ایمان مردم را مورد تهاجم قرار بدهند،


در فرهنگ اسلامی و انقلابی مردم رخنه ایجاد کنند ،


ما بنشینیم تماشا کنیم و بگوییم که آزادی است ،


این جور آزادی در هیچ جای دنیا نیست!در هیچ جای دنیا


همان کشور هایی که ادعای آزادی می کنند ، در آن خطوط قرمزی که دارند ،


به شدت سخت گیرند.

مسابقه فرهنگی

مسابقه فرهنگی روز سربازی و حماسه دفاع مقدس

 

: از سربازی خود بگویید


علا قه مندان شرکت کننده در مسابقه،می توانند مطالب خود را حداکثر

 

. در 2 صفحه برای ما بفرستند

 

. به نفرات برگزیده جوایزی  اهدا خواهد شد


زمان قرعه کشی :  بعد از هفته دفاع مقدس


وبلاگ گل نرگس

کاریکاتور پوشش زنان ایران

در زندگی هر انسانی چیزهایی هست که...

 

این متنی نیست که بتوان بی دقت و باسرعت آن را خواند...

مولاي غمديده‌اي داريم كه قرن‌هاست اسير زندان غيبت است،

قرن‌هاست!!!خود ما هم حسابي اسيريم،

اسير دنيا، دست به گريبان هواهاي نفس و...

بزرگترين گرفتاريمان هم محروميت از آن يادگار پيامبر است،

محروميت از عدالت جهان‌گسترش

از شنيدن كلام روح‌بخشش از چشيدن نگاه مهربانش،

از... چه بايد كرد؟

نه دل به حال او مي‌سوزانيم! نه غصه خودمان را مي‌خوريم! اگر راهي پيش رويمان نبود؛ مي‌گفتيم چه كنيم كه علاجي نيست، راه نجاتي نيست!

حال آنكه اين بزرگترين درد عالم درماني بسيار ساده و شدني دارد. درماني كه به لطف خدا از هر پير و جواني، از هر مرد و زني برمي‌آيد و آن هم؛

دعا بر تعجيل فرج است.

بي‌جهت نيست كه مولا برايمان پيغام فرستاده‌اند كه:

براي فرج من زياد دعا كنيد اين باعث گشايش شما هم هست.

بياييد براي آن مظلوم كاري كنيم، بياييد بيش از اين شرمنده از كوتاهيمان نسبت به آن جانشين خدا در زمين نباشيم...

اللهم عجل لولیک الفرج

;كريم اهل بيت امام حسن مجتبي (سلام الله عليه)

 

 

به امام مجتبي عليه السلام عرض شد :                                 

اى‌ پسر پيامبر خدا در چه‌ حالى‌ هستى‌ ؟
فرمود : خدايى‌ دارم‌ كه‌ بر من‌ مسلط است‌ ، و آتش‌ جهنم‌ در پيش‌ روى‌ من‌ است‌ ، و مرگ‌ مرا مى‌خواند ، و حساب‌ آخرت‌ مرا احاطه‌ كرده‌ است‌ ، و در قيد و بند اعمالم‌ هستم‌ ، نمى‌توانم‌ آنچه‌ را كه‌ دوست‌ دارم‌ به‌ دست‌ آورم‌ و آنچه‌ را دوست‌ ندارم‌ از خود دور كنم‌ چون‌ انجام‌ امور به‌ دست‌ ديگرى‌ است‌ .
اگر بخواهد ، مرا عذاب‌ مى‌كند و اگر بخواهد ، مرا مى‌بخشد . پس‌ كدام‌ فقير و محتاجى‌ است‌ كه‌ محتاج‌ تر از من‌ باشد ؟

(بحار الانوار ، ج‌ 75 ، ص‌ 113)

چه بسا روزه داری که...

امام علی علیه السلام :

كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ وَ كَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَ الْعَنَاء

چه بسا روزه ‏دارى كه از روزه ‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره ‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏ دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى ‏برد.


نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 495 ، حكمت 145

أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ

 

بسم الله الرحمن الرحیم

*اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه*

أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِیلًا ما تَذَكَّرُونَ (سورۀ نمل، آیۀ 62)

از امام صادق (علیه السّلام) روایت شده كه فرمودند:

این آیه دربارۀ قائم آل محمد(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) ‌نازل شده است. والله، «مضطر» اوست كه در مقام ‏حضرت ابراهیم دو ركعت نماز بگذارد و خدا را بخواند، پروردگار نیز اجابت كند و گرفتارى او را برطرف سازد و آنها را در زمین خلیفۀ خود گرداند. (بحار الأنوار، ج‏51، ص: 48)

تهذیب نفس، شرط درک خدمت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)

حجة السلام قدس می‌گوید:

«روزی آقا فرمودند: در تهران استاد روحانی‌ای بود که «لُمعَتین» را تدریس می‌کرد، مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده می‌شود.

 

 

روزی چاقوی استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلی به آن علاقه داشت، گم می‌شود و وی هر چه می‌گردد آن را پیدا نمی‌کند و به تصوّر آن‌که بچه هایش برداشته و از بین برده‌اند، نسبت به بچه‌ها و خانواده عصبانی می‌شود، مدتی بدین منوال می‌گذرد و چاقو پیدا نمی‌شود و عصبانیت آقا نیز تمام نمی‌شود.


روزی آن شاگرد بعد از درس به استاد می‌گوید:


«آقا، چاقویتان را در جیب جلیقۀ کهنۀ خود گذاشته‌اید و فراموش کرده‌اید، بچه‌ها چه گناهی دارند.» آقا یادش می‌آید و تعجب می‌کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.


از اینجا دیگر یقین می‌کند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او می‌گوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت می‌شود، می‌گوید: آقای عزیز، مسلّم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرف می‌شوید؟


استاد اصرار می‌کند و شاگرد ناچار می‌شود جریان تشرّف خود را خدمت آقا به او بگوید.


استاد می‌گوید: عزیزم، این بار، وقتی مشرف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح می‌دانند چند دقیقه‌ای اجازۀ تشرّف به حقیر بدهند.


مدتی می‌گذرد و آقای طلبه چیزی نمی‌گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمی‌کند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت، صبر آقا تمام می‌شود و روزی به وی می‌گوید: آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟ می‌بیند که وی (به اصطلاح) این پا و آن پا می‌کند.


آقا می‌گوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرموده‌اند به حقیر بگویید، چون شما قاصد پیام بودی (و ما علی الرسول إلا البلاغ المبین)


آن طلبه با نهایت ناراحتی می‌گوید آقا فرمود: «لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می‌آیم.»

سایت آیت الله بهجت رحمة الله علیه

اماما سلام!


مهدی‌جان سلام!

گل نرگسم سلام!

آقاجان...!

می‌دانم که دیر کردیم...


می‌دانم که هنوزم که هنوز است، در انتظار آمدن‌مان صبر می‌کنی...!

می‌دانم که با این همه انتظار و انتظار کردن‌مان، هنوز هم الفبای انتظار را نیاموخته‌ایم...!

امّا شما... امّا شما هنوز هم چشم امیدتان به ما مردم زمانه است...!

مولاجان...!

سال‌هاست کنارمان بوده‌ای!


سال‌هاست که در کوچه‌ها و خیابان‌هایمان، از کنارمان به آرامی گذشته‌ای....

سال‌هاست برایمان دعا می‌کنی و واسطۀ فیض ما با آسمانی...!

یا صاحب الزمان...

امّا ما زمینیان، با صاحب و امام‌مان چه کردیم!؟

آیا این ما نبودیم که با گناهان‌مان، شما را آزردیم و هر چه بیشتر بر دوران غیبت‌تان افزودیم...!؟

یا بقیة الله...

ما همان‌هایی هستیم که اَمان خویش را گم کردیم، امّا حقیقتاً به جستجویش برنخاستیم...!


ما همان‌هایی هستیم که در سایۀ نام شما، روزگار گذراندیم، امّا قدمی برای زدودن نقاب غیبت از روی دلنشین شما برنداشتیم...

آقاجان...


می‌دانم که همۀ حرف‌هایمان ادّعایی بیش نبوده است...

امّا...

 

ای گل نرگسم...


با همۀ نبودن‌ها و ادّعاهایمان...!


با همۀ بی‌مهری‌ها و ظلم‌هایی که در حق شما روا داشتیم...!


باز هم بر ما گران است که شما را ببینیم امّا شما را نشناسیم...!

بر ما گران است که صدای همگان را بشنویم، امّا صدای دلنشین شما را نشنویم...!

مهدی جان...

بر ما گران است که الطاف شما را به عینه در زمین ببینیم، ولی دشمن بر ما طعنه زند و حقایق بودن‌تان را انکار کند...

ای اَمان آسمان و زمینیان....


بر ما بتاب ای خورشید امامت...

یا صاحب الزمان، عجل علی ظهورک...

العجل العجل یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

 


<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>

«عطر سیب‏»

وردى بخوان قرار دل بى‏شكیب را

اشكى ببار سنگ مزار غریب را

یك نوبهار اگر بشكوفد لبان تو را

پر مى‏شود تمام زمین، عطر سیب را

تنها به اشتیاق سلامى گذاشتم

در پشت‏سر هر آنچه فراز و نشیب را

آتش گرفت روح كویرانه‏ام،

زلال روزى بیا و آب بزن این نهیب را

این كیست؟ این كه با دل من حرف مى‏زند

نشنیده‏اید هیچ صداى عجیب را؟

آرام مى‏شود دل توفانى اى عجب!

خاصیتى است آیۀ امن یجیب را

«آرش شفاعى بجستان‏»

*زندگی از ابتدا تا انتــها می شود شاداب با یاد خــــــــدا*

التماس دعا

اللهم عجل الولیک الفرج

 

امام حسین - علیه السلام - فرمودند: خود را از قسم و سوگند برهانید كه همانا انسان به جهت یكی از چهار علّت سوگند یاد می كند: در خود احساس سستی و كمبود دارد، به طوری كه مردم به او بی اعتماد شده اند، پس برای جلب توجّه مردم كه او را تصدیق و تأیید كنند، سوگند می خورد. و یا آن كه گفتارش معیوب و به دور از حقیقت است، و می خواهد با سوگند، سخن خود را تقویت و جبران كند. و یا در بین مردم متّهم است ـ به دروغ و بی اعتمادی ـ پس می خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نماید. و یا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعی سخن می گوید ـ و زبانش به سوگند عادت كرده است. «تنبیه الخواطر، ص 429»
منبع:راسخون

در سوگ باب الحوایج امام کاظم (ع)

السلام علیک یا موسی بن جعفر

از جهان رفته با قلب خسته                     نزد زهرای پهلو شکسته

راحت از جور و زنجیر کین شد               خاک غم بر سر مسلمین شد

خدایا به حق تن رنجور موسی بن جعفر

فرج مهدی منتظر برسان

مولود کعبه


امشب به کعبه اُنس بگیرید با علی

ریزید بر زمین و بگویید یا علی

خورشید سجده بر کره ی خاک می کند

زین سجده فخر بر همه افلاک می کند

دیوار کعبه سینه ی خود چاک می کند

پرواز، روح خواجه ی لولاک می کند

امشب شب ولادت جان محمد است

ذکر علی علی به زبان محمد است

استاد مطهری از نگاه مقام معظم رهبری


شهید مطهری( رضوان الله علیه) چشمه فیاض و جوشانی بود. اگر ما به خاطر شهادت ایشان متاسفیم در حالی که شهادت خلعت ذی قیمتی است که خدای متعال بر تن خاصان می پوشاند و آن بزرگوار با شهادت ، به مقامات عالی و معنوی که همه مشتاق آن هستند، عروج کرد علت آن است که این چشمه می توانست برکات جدیدی را به عالم اسلام ارزانی کند. هر یک ساعت و یک روز از عمر با برکت کسی مثل آن شهید بزرگوار، برای امت اسلام و یکایک مردم مسلمان، دارای فایده است، و برای او حسنه.فضیلت مردمی مثل شهید مطهری، واقعا در طول سال ها هم قابل بیان کردن به شکلی که حقش ادا شود، نیست. لذا، بازهم ملت ماباید از مطهری عزیز این شهید بزرگوار بشنود. آن جمله این است که شهید مطهری یک مبارز در راه خدا؛ یعنی یک مجاهد فی سبیل الله بود. منتها جهاد، انواعی دارد. یکی از سخت ترین جهادها این است که در مقابله با هجوم افکار و فرهنگ های غلط و انحرافی و درک غلط جمعی از مردم، انسانی که حق را می شناسد، بایستد و بخواهد از حق دفاع کند و با بیان، با فکر، با منطق و سلاح زبان و قلم، ذهن ها را به سمت آنچه درست است هدایت کند. این، از آن جهادهای بسیار دشوار است و شهید مطهری، این جهاد سخت را سالهای متمادی انجام داد. او انسان بصیر و نافذالبصیره ای بود؛ آدم معمولی نبود؛ بینش تیزی داشت؛ به سطح جامعه نگاه می کرد و اشتباهاتی را که در فهم عمومی ملت ما وجود داشت و متاثر از تلقین دشمنان بود، می فهمید که چیست و شروع می کرد با آنها مبارزه کردن. همین مبارزه، که مبارزه در راه خدا بود، کمک بسیار زیادی به پیروزی این انقلاب کرد؛ چون تا مردم فکرشان درست نباشد، کار درست از آنها سر نمی زند. فکر که درست شد، انسان درست عمل می کند. اعتقاد به یک راه درست که پیدا کرد، در آن راه به حرکت در می آید و آن راه را می پیماید. شهید مطهری به شناخت مردم کمک می کرد که راه را بشناسند. پس، به پیروزی این انقلاب و به هدایت این حرکت عمومی کمک کرد. هرچه از شهادت آن عزیز (استاد مطهری) می گذرد، آثار و برکات معنوی فکری او، ابعاد تازه تری را از خود نشان می دهد. آثار فکری و علمی آن روحانی بزرگوار، روزبه روز بیشتر در افق مطبوعات کشور و معلومات دینی ما آشکار می شود و انسان می فهمد که یک روحانی متفکر و دارای مسوولیت، چه زندگی پرباری می تواند داشته باشد.
البته آثار بزرگوار شهید مطهری، مثل یاد او زده است. کتاب های شهید مطهری،قابل مردن و قابل تمام شدن نیست. مبادا کسی خیال کند که ما از بعد از انقلاب تا حالا که مرتب کتاب های شهید مطهری را طبع ومنتشر می کنیم، تکراری است. نه، در سخن حق و در کلام حکمت، تکرار نیست. هنوز جامعه و نسل جوان و جامعه فرهنگی و علمی ما، به دانستن همان مطالبی که آن بزرگوار از زبان و قلمش فیضان کرد و در اختیار امت اسلامی گذاشت، محتاجند.
مشتاق نخواهند گذاشت که این مطالب عمیق و عریق، از دست و ذهنیت جامعه خارج بشود. من گاهی می بینم بعضی از افراد درباره شهید مطهری مطلبی می نویسند، یا حرفی می زنند که ناشی از نشناختن مطهری است. مطالب غلط و حرف های عجیب و غریب درباره او می نویسند و بیان می کنند که روح او هم از مطالب و حرف ها خبردار نبود. متأسفانه، این از واقعیات است؛ معنی همان کسانی که یک عمر، در دوران اوج تفکر شهید مطهری با او مبارزه کردند، امرورز چون نام شهید مطهری نام درخشانی است، این جا و آن جا به نام او تمسک می کنند و زیر لوای این نام، بازهمان حرف های خودشان را می زنند.این قدر حرف هست برای گفتن. دریای آب شیرین بی نهایت قرآن و حکمت قرآنی این قدر مطلب دارد که هرچه شما بنویسید، هرچه ذخیره کنید و هرچه بردارید، کم نمی شود و تکراری هم نمی شود. مبنا را تفکرات شهید مطهری بگذارید و کارهای بعدی را روی آن بنا کنید؛ «العلی محظوره الاعلی/ من بنا فوق بناء السلف.نکته دیگر این که همان مبارزه موجب شد که مطهری به شرف شهادت نائل شود؛ یعنی آن دشمنی که مطهری را بر زمین انداخت و خون اورا جاری کرد، دشمنی بود که از ارشادها و آگاهیهایی که او به مردم می داد، صدمه می دید. چون شهید مطهری در مقابل التقاط ایستاد، در مقابل نفاق ایستاد، در مقابل تهاجم فرهنگ غرب و شرق ایستاد و اسلام ناب و اسلام فقاهتی را ترویج کرد، لذا کسانی که با این چیزها مخالف بودند، او را برزمین انداختند. اگر دستشان می رسید، هر کسی را هم که شبیه مطهری و کوچک تر از مطهری و در راه مطهری بود، بر زمین می انداختند، اما خدای متعال به آنها این فرصت را نداد و ان شاء الله، هرگز هم نخواهد داد.

برگرفته از سایت شهید آوینی

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 ... 29 »